نوشتند، كه در خانقاه‌ها بيشترين حسن قبول را يافت‌، هم‌چنان‌كه آثار عرفاني مسيحي در صومعه‌ها با بيشترين پذيرش روبه‌رو مي‌شدند. پيوند ميان رهبانيت و عرفان در اسلام از مسيحيت استوارتر بود. عبدالكريم از اعقاب بنيان‌گذار فرقه‌ٴ قادريه بود؛ نعمت‌الله فرقه‌اي پديد آورد كه به‌نام او به نعمت‌اللهي موسوم گشت‌. عبدالكريم و نعمت‌الله هردو شيعي بودند، فضل‌الله‌حروفي نيز همين‌طور. او بنيان‌گذار يك فرقه‌ٴ گِماتريايي‌1 اسلامي است كه در سرزمين‌هاي ترك توفيق فراواني يافت‌.
از آن‌جاكه همه‌ٴ اين افراد صوفي و شاعر بودند، فلسفه‌شان التقاطي‌، ذهني و مبهم بود. جرجاني آثار عيني‌تري نوشت‌، از قبيل آثاري در فقه‌، فلسفه‌، منطق‌، در تعريف اصطلاحات‌ فلسفي و در مراتب علوم‌. جرجاني رقيب معاصر تركش‌، تفتازاني‌، بود؛ كه پس از اين درباره‌اش‌ سخن خواهيم گفت‌. بهتر است بار ديگر، خاطرنشان شويم كه تمايز ميان تركان و ايرانيان در اين‌ عصر، كاملاً جنبه‌ٴ دلخواه دارد و تنها زماني مي‌توان مطمئن بود كه تركان به تركي و ايرانيان به‌ فارسي نوشته باشند، ولي غالبشان به عربي مي‌نوشتند، كه مانند لاتيني جنبه‌ٴ بين‌المللي داشت‌.
5. آناطولي‌. مسعودبن عمر تفتازاني يكي از بهترين محققان شرقي عصر خويش بود. او بيشتر در قلمرو شرقي اسلام زندگي كرد و در سمرقند درگذشت (1390). ولي مناسب مي‌دانيم او را در رأس گروه تركان قرار دهيم‌، چون او علاوه بر عربي‌، گاهي به تركي هم نوشته است و آثارش در باب فقه حنفي‌، منطق‌، مابعدالطبيعه‌، الٰهيات و غيره تأثير ژرفي در خيزش دوباره‌ٴ تركان داشت‌. وي دست‌كم در مشرق داراي شهرتي بين‌المللي بود. صلاح‌الدين و پسرانش و هم‌چنين احمدي‌ افكار فلسفي را به‌وسيله‌ٴ شعر تركي ترويج كردند. اين افكار را حاجي‌پاشا و فَناري به نثر بيان‌ كردند. شخص اخير را مي‌توان نخستين معلم بزرگ تركيه شمرد و پسرش محمدشاه‌چلبي در سده‌ٴ بعدي‌، سنّت وي را ادامه داد.
فضلاي ترك ظاهراً سخت تحت‌تأثير آثار دايرةالمعارفي موجود به عربي و فارسي‌2 بودند، از قبيل حدائق‌الاٴنوار فخرالدين رازي‌؛ و ما شكوفايي اين گرايش‌هاي دايرةالمعارفي را در آثار محمدشاه چلبي (وفات‌: 1435)، و بسطامي (وفات‌: بروسه 1454)، مي‌بينيم‌. شخص اخير، يعني عبدالرحمن‌بن‌محمدبسطامي‌حنفي‌حروفي اهل شام بود. ولي پس از مدتي تحصيل در قاهره در بروسه اقامت گزيد. وي بخش مهمي از عمرش را (1392ـ1441)، صرف تأليف‌ دايرةالمعارفي درباب ((صد علم‌)) كرد.3 بعداً، احمدبن مصطفي طاشكُپري‌زاده در دايرةالمعارف


1. gematria. تفسير واژگان بر پايه‌ٴ ارزش عددي حروف آن است‌. ــ و.
2. مي‌توان تصور كرد افراد تحصيل‌كرده‌ٴ ترك با فارسي هم به اندازه‌ٴ عربي آشنايي داشتند ، چون به‌شدت در معرض تأثير زبان فارسي بودند .

3.Brockelmann 2, p 231, 1902; suppt. 2, p. 323, 1938.